تبلیغات اینترنتیclose
روزقلم در انجمن زرند و خرقان
مکتب شعر امامیه
درباره فعالیت های ادبی شاعر و نویسنده خرقان استادسیدعلی اصغرموسوی

روزقلم در انجمن زرند و خرقان
ارسال در تاريخ سه شنبه 18 تير 1392 توسط استاد سید علی اصغر موسوی
موضوع : | بازدید : 828


روزقلم درانجمن زرندو خرقان/کانون ادبی فرهنگی خرقان
نوشته شده توسط کانون ادبیات خرقان در ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ
 
 
 
 
مقاله منثور استادسیدعلی اصغرموسوی در روز قلم
نوشته شده توسط کانون ادبیات خرقان در ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

فرمود:اقرا باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقراوربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم (علق 1تا5)

 آنگاه که حضرت آدم را می آفرید:نا.دانگان حرم ستروعفاف و ملکوت.گفتنند:آفریدگارا اینان با.هم فاجعه خواهند آفرید!خون خواهن ریخت !فتنه خواهند ساخت!
 

 اما حکیمانه فرمود:انی اعلم مالا تعلمون(بقره 30)شما چه می دانید اینان خالقان حکمت اندو عارفان حریم

 فکرت.اینان عاشقان طریقت عشق اند و شریعتی که فرحامش حقیقت است.ازسایه ساز ایمان به جلوه گاه عرفان خواهند رسید. اینان حافظان((قلم)) اندو حاملان وحی. اینان خلیفه ی من روی  زمین اند و ترجمه ی"
ن والقلم و ما یسطرون"!
 

 قسم به قلم که ادم و فرزندانش شکوه من را در زمین و آسمان جارخواهند زد و قلم هایشان چنان به نام من آذین

 خواهد شد که شکوهش ستیغ تمام کوه های جهان را به تواضع وا دارد.صفحه صفحه کتابهایشان آراسته به عاشقانه های من خواهد شد.آنگاه فرشته بر آدمی سجده کرد!
 فرشته بر صاحبان قلم سجده کرد. صفی الله را ستود!صلابت خلیل الله را ستایش کرد. کرامت کلیم الله را تکریم و صلاحت حبیب الله را به تماشا نشست. روزی که خداوند لوح و قلم را می آفرید.نخستین شاگرد
ام الکتابش علی بود و نخستین معلم ولی الله اعظمش محمد (ص)
 باشند.تاآنانی که به قامت آدم سجده کردند. به قلم مولا نیز سجده کنند.چرا که قامت علم علی ترجمه ی همان انی اعلم مالا تعلمون بود!(بقره 30)
 اگر نبود فتنه خلیفگان شترچران.ذوالفقار قلمش.هستی را دگرگون میساخت! و از استیلای دانش نامردان
 جلوگیری می کرد.اگر اجازه می دادند مداد العلما جایش را به دماءالشهدا بدهد.جهان محتاج مارکس وانگلس
 نمی شدوابویوسف ها واسطه العقد عیاشی هارون و زبیده نمی شدند. افلاطون خم نشین را کسی برتر ازلقمان
 محراب نشین نمی شناخت وارسطو به بوعلی رجحان نمی دادند!
 

درداو دریغا که زمانه ی دون پرور به مدد فرزندان شیطان. سکه و شمشیر و قلم را همیشع در کف نامردمانی

 قرار می دهد که از چرانان ابوهریره بسازد.تا ابوحنیفه به منبر بنشیند!
 

مکتب به سلاخ می سپارد. تا قلم به تحریف تاریخ بپردازد و تاریخ.حمالت الحطب دنائت نویسندگانی ازجنس

 ابن تیمیه بشود! چنان وارونه سازی می کند که از   دژخیم    عادل و از عادل     دژخیم     می سازد. تایزید شاعر باشد و مختار قاتل!غم به کسایی بدهد و زر به عنصری!هدایتگران فروغ ابدیت را مداح و رجاله هایی همچون فروغی و هدایت را ادیب بشناسند
   

آری اگر اعجازی در قلم نمی بود: نمی فرمود: (ن و القلم و ما یسطرون !)اگر قلم شگفتی ساز عرصه ی

 آفرینش نبود:نمی فرمود: (الذی علم بالقلم. علم الانسان ما لم یعلم!) تا حکیمانه تر بشویم :اطلب العلم حتی بالصین. اطلب العلم من المهد الی اللحد!)
 

 ما وارثان قلمیم ! قلمی که هفت اقلیم تاریخ را با تمام آزادگی اش در نوردیده است .تا ما بتوانیم امروز شکوه

 سوگند خداوند را به جهان بنمایانیم ! شکوه سوگندی که در ذره ذره ی حیات جاریست و عوالم ادراک انسانی
 و حیوانی را به تسبیح وا می دارد. انسان رابا عقل وتکلم. خیوان را با خیال و تجسم و گیاه را با حس وتوهم
 مصداق لطافتی قرار داده که در جمال وجلال و کمال الهی تجلی یافته است و هیچ هنری نمی تواند نقش جمال
 را تا سرحد کمال برساند.مگر با قلم و هیچ قلمی به تماشای جلال خداوند نخواهد نشست جز به مدد ولایت !
 

 ولایتی که ازلی ترین سحرگاه تا ابدی ترین شامگاه. نبض معرفت الله در دست هستی است. همانگونه که ولی الله اعظم می فرماید: اول الدین المعرفته. و کمال المعرفته التصدیق به. و کمال التصدیق به توحیده"(نهج البلاغه خ 1)

 اگر اهل قلمیم: قلم را وظیفه ای ست ! و اگر اهل وظیفه ایم . صاحبان قلم را حرمتی!کم مایگان همان به که
قلم به دست بگیرند.چرا که شکوه سوگند خداوند را جایگاهی عظیم ست و سفله پرورندگان روزگار بدانند.گر
 چه امیران کلام را به سکوت وا می دارند.اما قدرت قلم با کسانی ست که جز در راه خدانمی نویسند و جز به
 ذات بی مثالش توجه ندارند.
 چرا که برترین سخن ها سخن خداوند و برترین نوشتارها. نوشتارهایی ست که به عشق خدا و اولیای خدانوشته شده است آری: (یدالله فوق ایدیهم!) دستان اهورایی برترین اند!
 

 آنکه برای خداوبه یاد خدا قلم به دست می گیرد. زاویه دیدش از خود تا خداست. ووسعت اندیشه اش ازثری

تاثریاست !نه هنرش مردنی و نه اثرش افسردنی ست !پویاتر از تمام تاریخ وماندگارتر از تمام اندیشه هاست
 اندیشه ای که همواره به تو می گوید:
 

 از سر ببر.به نشوه شبی انجماد ممتد را                           تا واکنی به سیر فلک, قامت مقید را

 نقدجهان به جلوه درأمد,که نسیه بگذاری                   وا می نهی چراپی, مرسل حدیث مسندرا
 آن سوی این بصیرت ممکن, حقیقت محض است             تاکی نگاه می کنی این انحنای گنبدرا
 با من بیا به سیر تماشای شب ,که خواهی دید                از آسمان نزول مزامیر سبز ایزد را
 تا کی سکوت غنچه گی ات بسته ی خرد باشد!         با شور عشق بازکن این عقده ی معقد را
  این گفتگوی هرشب من با سکوت مهتاب است          تا واکند رموز سخن گیسوی مجعد را
 مفتون و مست ناز توام ای تمام زیبایی                       آیینه کن به جلوه دل از جهان مجرد را
 شاید که عشق باز نشیند به گفتگو با من!           شاید که عقل باز گشاید مسیر ممتد را!
 می جوشد از درون چکامه تعزلی عالی                   تا واکند به شور غزل مطلع مجدد را
 لبخند اشتیاق چو درآسمانها شب گل کرد       آیینه شد تمام جهان چهره ی محمد (ص) را
  عطر حضور او نه به محراب می رسد تنها        یادش حریم خلوت حق کرده است معبد را
  اصل چکامه عشق "علی" رابه سینه پنهان داشت    جوشید تا که ردف "والا" در ردیف احمد را
 فرقان حق که مصدر عالی به دفتر و دیوان            آورده فرع نام سترگش ضمیر مفرد را
 فرمانروای ملک شرف میر جاودان شوکت             دارد هنوز در کف خود رایت مشید را
 تا روزگار مردی اورا به باد بسپارد                           تا "لافتی" دلیل شود حمله ی موکد را
 مولای من حقیقت مطلق به جای خود بنشان             کفار بولهب آیین پست مرتد را
 بعد از نبی قیاس تو با خلق عین نقصان است           رمز"حروف" فاش کند اختلاف "ابجد" را
 دستی که طور شعله ی خاموش را کند روشن!          تا در دیار قدس ببینم نور سرمد را
 بادا به نام حضرتتان گوهر غزل جاری !                روزی که حق سریر قلم می کند زیر جد را

استاد سید علی اصغر موسوی

مورخه 92/4/13

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 
 
 
 
مقاله ای که به مناسبت روز قلم نگاشته شد ولی فرصت قرائت نیافت / الیاس امیر حسنی
نوشته شده توسط کانون ادبیات خرقان در ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا  غیاث المستغیثین اهدنا

 

لا افتخار با لعلوم والغنی

 

لا تزع قلبا هدیت بالکرم

 

واصرف السوء الذی خط القلم

 

بگذران از جان ما سوءالقضا

 

وامبر ما را زاخوان رضا

 

تلخ تر از فرقت تو هیچ نیست

 

بی پناهت غیر پیچاپیچ نیست

 

رخت ما هم رخت ما را راه زن

 

جسم ما مر جان ما را جامه کن

 

دست ما چون پای ما را می خورد

 

بی امان تو کسی چون جان برد

 

خدمت حضّار گرانقدر ، ادیبان ، نویسندگان ،شاعران و فرهیختگان گرامی سلام عرض می کنم و روز قلم را تبریک می گویم .

 

ابتدا مقاله ای انتقادی تهیه کرده بودم که به سبب برخی ملاحظا ت از قرائت آن صرف نظر کردم .

 

اما نکاتی را برای آ گاهی و انشاءالله اقدام یاد آور می شوم:

 

1-      الحمدلله در بین همشهریان زرندی وخرقانی ونوبرانی و ساوه ای روحانی و مدّاح و شاعر کم نیست ،در مراسم ها( مانند مراسم ختم) دیده می شود که از روحانی و مدّاح و شاعر غریبه ای دعوت می گردد. چه خوب است در مراسم هایمان از  روحانی و مدّاح و شاعر بومی و محلی خودمان استفاده کنیم واگر در سطح عالی نیستند با کمک ویاری ما بتوانند رشد و پیشرفت نمایند و اگر هدیه ای و صله و جایزه ای برای دیگران در نظر می گیریم برای همشهریان خو دمان نصف آن را در نظر بگیریم.

 

2-      از مسئولان محترم تقاضا داریم خرقان همواره محروم و همیشه مظلوم را هم ببینند ، خرقان سال ها تابع ساوه بوده است و اینک زرند . خرقان از جمعیّت خالی شده است و علّت آن چون روز روشن است چون به این منطقه توجّه نشده است . گویا این منطقه منطقه ی تبعیدیان و گناهکارانی است که همواره مشمول خشم و غضب بوده اند .هم اینک جمعیّت خرقانی های مقیم ساوه از خود ساوه ای ها بیشتر است چون در ساوه و زرند شهرک صنعتی ساخته شده است اما دریغ از یک کارگاه کوچک در خرقان

 

3-      خرقان بزرگان ، شهدا، صلحا و شاعران نام آوری به جامعه تقدیم کرده است . امیر حاج امینی شهیدی است که تصویر غرق به خونش در سراسر کشور مشهور و معروف گردیده است . دکتر علی کمالی که متاسفانه کشورهای دیگر همچون آذربایجان او را بهتر از ما شناخته اند و قدرش را بیشتر دانسته اند . حاج اکبر خان رزاقی که بعد از حکیم تیلیم خان نام آورترین شاعر منطقه است . مرحوم حمید کرمی ویدری و هم اینک مروارید شعر و ادب خرقان جناب آقای سید علی اصغر موسوی که از سه اقیانوس عرفان و فلسفه و دین سیراب گردیده است و در محضر علمای بزرگ قم کسب فیض نموده است و اشعارش نظیر و بدیل ندارد و به جرات می توانم گفت که در منطقه ی ساوه چنین شاعر عالی قدر و با سواد نداریم اما حیف که قدرش را نمی دانیم و حتی نادیده اش می گیریم .

 

دیگری جناب دکتر خسرو امیرحسینی است که آثار گرانبهایش معرف وسعت اطلاعات و قلم سحارش جاذب هر خواننده ای است .اما ایشان هم با سخت کوشی و پشتکار خودشان بدین مراتب رسیده اند و هیچگاه مورد حمایت دولتی قرار نگرفته اند .

 

مقصودم از یاد آوری نام این بزرگان این است که منطقه ی خرقان از نظر فرهنگ و اندیشه بسیار غنی است اما مسئولان ما در منطقه ی خرقان هیچ نهاد فرهنگی ایجاد ننموده اند و نمی دانم خرقان ما کی استقلال پیدا خواهد کرد .

 

4-      نا امید نباید بود ما در راه خود کم مهری ها ، بی توجهّی ها ، توهین ها و حتی از این بدترش را هم تحمّل خواهیم کرد و از هدف مقدس خود که اعتلای نام وطنمان است دست بردار نخواهیم بود .

 

5-      در پایان آرزوی موفقیت برای همه ی دوستان دارم و امید وارم این جلسات موجب حرکت و آگاهی و بیداری جامعه گردد و روزهای آینده شاهد نویسندگان و شاعران وقلم به دستانی نام آور در صحنه ی کشور و خارج کشور باشیم .

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : روز قلم در انجمن زرند و خرقان و شاعران و اندیشمندان خرقان,استادموسوی .دکتر امیرحسینی. استاد خسرو امیرحسینی. جناب الیاس امیرحسنی . جناب استاد شریعت (ویدری) جناب استاد قاسمی و دیگر اندیشمندان خرقان,